قهرمان ميرزا عين السلطنه

525

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

لابد گفتگو براى باغ پهلوان غلام كرديم . چهل و پنج تومان راضى شد باغ را اجاره بدهد . به شرط آنكه دو اطاق و يك ايوان تا آمدن ما بسازد . قرار شد شهر بيايد پول بدهم . گلين خانم راضى نمىشود مىگويد بد است . تا پس‌فردا كه بيايد چه قرار بدهم . يك ساعت از شب رفته منزل رسيدم . سه سر تقله زدم از قضا خوب بلند شد . خبر عماد السلطنه دوشنبه 15 شوال - خانهء حضرت و الا بودم . عصر جلال الموتى كاغذ شاهزاده را آورد مژده مىخواست . معلوم شد كاغذ عماد السلطنه رسيده است براى خانم شاهزاده . مطلبى نداشت جز قدرى شكايت از روزگار و صدمهء راه . هيجده روزه رفته بودند و زحمت زياد كشيده بودند . عريضهء حضرت و الا چند روز است جوابش مرحمت شده به تفصيل . صدراعظم منتظر است كه خبر عماد السلطنه از سمتى برسد . نوشته بودند كاغذ جداگانه جهت صدراعظم نوشتم . تا حساب مرا درست نكنند از شهر مقدس مشهد خارج نخواهم شد . خوشا به حالش كه در جوار همچو بزرگوارى ساكن است . خداوند به همه نصيب كند . تمام حرفهاى بىمعنى مردم ضايع شد . معلوم شد كه كجا هستند . مسئله در آن است كه ظن اغلبى بود كه شاهزاده به فرنگ رفته . تمام مردم گمان مىكردند شاهزاده و عماد السلطنه هردو فرنگ رفته‌اند . هركس ما را مشاهده مىكرد همين سؤال را مىكرد . از بس قسم خورديم خسته شديم . روى دروغگوها سياه شد . هيچ كس باور نمىكند كه شاهزاده مازندران و عماد السلطنه خراسان است . خيلى حكايت بود . سه‌شنبه 16 - كاغذ مفصلى جهت عماد السلطنه نوشتم با صورت دستخط شاه و صدراعظم . صبح ميدان مشق رفتم گفتند اعليحضرت انبار توپخانه تشريف مىآورد . توپچى قراگوزلو براى سان حاضر شود . رفتم به روز شنبه قرار شد . در آنجا شاهزاده سيف الدين ميرزا سرتيپ فرمايش نظام الدوله را ابلاغ كرد كه سى چهل نفر از اين توپچى روانه كنيد درب خانه . حبس آجودانباشى - ماليات به جاى توپچى آجودانباشى توپخانه اسمعيل خان ماليات چهار سالهء ملكش را كه نمىدهد و عوض مواجب اين توپچى داده شده است به هرزگى و شرارت بگيرند . اين فقره تفصيل دارد . ملك بلا سكنهء خرابى در خرقان دارد اسمش چهارچشمه [ است ] ، سالى شش تومان و يك خروار و پنجاه من جنس ماليات اوست . همه ساله در عوض توپچى داده مىشود . اين فوج دست هركس بوده اين ماليات را پيشكش اسمعيل خان مىكرد . چهار سال است كه به ما بايد بدهد و به همين عنوان كه اين از بابت غايب و متوفى است من آجودانباشى هستم بايد به من برسد نمىداد . هرچه عرض كردم همين جواب را داده بود . تا براتها را نظام الدوله نزدش فرستاده بود ، تمام پشت بروات را به اين مضامين نوشته بود . من براتها [ را ] بردم خدمت آقا گفتم مگر حضرت و الا اسمعيل خان را خازن وجوه غايب و متوفى نظام فرموده‌ايد كه ماليات خودش را نمىدهد و اين قسم بروات مرا ضايع